غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

140

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

سرزمينهايى از ناحيهء اصفهان و رى بود كه اين فتوحات به دست ابو موسى اشعرى انجام پذيرفت . عثمان عبد الله بن عامر را به اسطخر فرستاد . يزدگرد در اسطخر بود . چون بشنيد به دارابجرد رفت . عبد الله بن عامر ، مُجاشع بن مسعود را از پى او فرستاد . يزدگرد راه بيابان در پيش گرفت و به كرمان رفت و از آنجا راهى سجستان [ : سيستان ] شد تا خود را به چين رساند . مُجاشع به سجستان رفت و چون به يزدگرد نرسيد به فارس بازگشت . يزدگرد كه سخت ترسيده بود از طرخان تُرك يارى طلبيد . چون طرخان بيامد يزدگرد به حقارت در او نگريست و به سبب سخنى كه يكى از بزرگان بر زبان رانده بود او را از درگاه خويش براند . چون باز مىگشتند ماهويه ، مرزبان مرو ، عليه يزدگرد نزد طرخان به توطئه پرداخت و گفت : تو بر او حمله كن ، من پشتيبان تو هستم . طرخان بر يزدگرد تاختن آورد . يزدگرد به شهر بر مىگشت كه به ناگاه ماهويه راه بر او بگرفت و تنش را پاره پاره كرد و يارانش را پراكنده ساخت . بعضى گويند كه يزدگرد در يكى از روستاهاى مرو به آسيابى رسيد . آسيابان را گفت : مرا در جايى پنهان كن تا اين كمربند و دستبندها و انگشتريم را به تو دهم . آن مرد گفت : كرايه آسياب من در هر روز چهار درهم است . اگر آن چهار درهم را به من دهى تعطيلش مىكنم و گرنه جايى ندارم . در همان حال كه يزدگرد از نزد آسيابان باز مىگشت سواران برسيدند و به قتلش آوردند « 437 » عثمان عمرو بن العاص را از اسكندريه برداشت و عبد الله بن مسعود برادر مادرى خود را به اسكندريه فرستاد . عبد الله بن مسعود به غزاى افريقيه رفت . در عهد خلافت عثمان ، معاوية بن ابى سفيان به قبرس و انقره [ : آنكارا ] لشكر كشيد و هر دو شهر را به صلح در تصرف آورد . سپس مردم بر عثمان به چند سبب كه يكى از آنها تسلط خويشاوندانش بر او بود ، بشوريدند . ديگر از اعمال او كه مردم را ناپسند مىآمد آن بود كه حَكَم بن العاص بن اميه ، كسى را كه پيامبر عليه السلام طرد كرده بود ، پناه داد . همچنين عبد الله بن خالد را چهار صد هزار درهم عطا داد و حَكَم را صد هزار درهم . چون عثمان به خلافت رسيد از منبر بالا رفت و بر بالاترين پلهء آن ، آنجا كه پيامبر عليه السلام مىنشست ، قرار گرفت . در حالى كه ابو بكر يك پله فروتر از آن و عمر دو